Click for Full Size View

ای کاش عاشقم بودی

بوسه  را  دوست  دارم  نه  در  حوس

عاشقی  را  دوست  دارم  نه  در قفس

عاشقت گشتم تو گفتیی عاشقان دیوانه اند

عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای

Click for Full Size View

گفتم: تو شيرين مني...

گفتا: تو فرهادي مگر؟...

گفتم: خرابت مي شوم...

گفتا: تو آبادي مگر؟...

گفتم: ندادي دل به من...

گفتا:تو جان دادي مگر؟...

گفتم: ز كويت مي روم...

گفتا: تو آزادي مگر؟...

گفتم: فراموشم نكن...

گفتا: تو در يادي مگر؟

Click for Full Size View

 

مـي زند بـــــــاران به شـــيشه

 

در ســكوتــي ســرد وخسته

 

چون نيست كسي در كنارم

 

اكــنون اين دلم تنها نشستـه

Click for Full Size View

تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن نيست ... *
تنهايی را دوست دام زيرا تجربه کردم ... *
تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . *
تنهايی را دوست دارم زيرا.... *
در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد.

Click for Full Size View

رسم زندگی این است ،

یکروز کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی

 به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده است

 مثل یک مهمانی که به آخر میرسد

و تو به حال خود رها می شوی .

چرا غمگینی این رسم زندگیست تو نمی توانی آن را تغییر دهی

 پس تنها آوازی بخوان .

این تنها کاریست که از تو برمی آید

Click for Full Size View

Click for Full Size View

Click for Full Size View

say this poem for u

My best lover

I love u as more as u think

When u r’nt here I miss u

& I wish u come to me

Cause I want to say to u

I love u

Give me Ur hand

For taking kiss from my burning lips

And touch my heart

That fell in love to u

Give me Ur hands

Hold me close to u

And say me

I love u

I love u baby

When I miss u I feel u

I feel Ur warm hands in my hand…

I bring u one gift

That is my whole wealth

It is my heart

Take it from me

Now, u have two hearts

& I have no heart

You have me

But I have the entire world

Cause I have love of u

And I can say u when I want
I love u

تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن نيست ... *
تنهايی را دوست دام زيرا تجربه کردم ... *
تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . *
تنهايی را دوست دارم زيرا.... *
در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد....

رسم زندگی این است ،

یکروز کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی

 به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده است

 مثل یک مهمانی که به آخر میرسد

و تو به حال خود رها می شوی .

چرا غمگینی این رسم زندگیست تو نمی توانی آن را تغییر دهی

 پس تنها آوازی بخوان .

این تنها کاریست که از تو برمی آید

 آوازی بخوان...