مردم را فروخت و شهرک حاجی نبی شده
اکبری و خلیلی نفاق بین قومی شده
چی عجب هزاره ها چی عجب بازی شده
اقای خلیلی شده اقای محسینی شده
هزاره ره را فروخته وا نوکر ایرانی شده
نو که امریکا امد نوکر امریکائی شدد
حال زمان گذشته او همکار ایرانی شده
مزاری ما رفت جای شی خلیلی شده
سروری هیران مانده رهبر شی محسینی شده
از اینده نمی توان گریخت و اینده را نمی توان گرفت و اما اینده هرگز به معنی سرنوشت از پیش تعین شده و قضا و قدر نیست .اینده را می توان ساخت.برای اینکار باید بپا خاست و به میدان مبارزه امد و اگاهانه جنگید و اینده را منظبق بر منافح خود شکل داد .اگر می خواهید رها شوید و از اعماق بیرون ایید باید همان کاری را کنید که همه ما باید انجام دهیم .هیچکس منجی ما نخواهد شد. رهایی از زنجیر بردگی کار اسانی نیست و هیجکس رهایی را به ما نخواهد بخشید یا ارزان نخواهد فروخت .کار فقظ بدست خود ما مسیر است .یعنی زندگی خود را وقف منافح اکثریت مردم افغانستان و جهان کردن.در صورتی که شما چنین کنید جامعه ما برای نخستین بار به نسلی دست خواهد یافت که شکست را شکست خواهد داد