حال ما در هجر رهبر کمتر از یعقوب نیست

بیست و دوم حوت سالگرد شهادت رهبر

شهید استاد عبدالعلی مزاری <ره>که از مردم بود.برای مردم زیست.برای مردم به ابدیت شتافت بیست و دوم حوت روزی که ملت ما یکی از بزرگترین چهره های تاریخ اش را از دست داد.رهبر شهید عبدالعلی مزاری <ره>.یارانش که با نثار خون شان دزخت تنومند وحدت ملی را در میان ملت افغانستان ببار آورد وفریاد به بلندی کوه های شر به فلک کشیدهبا با با شر دادند وشجاعت همچو شیر مردانبه مقابلهبر بر خاستند ومردم محروم وستمدیده افغانستان دفاع کردن.

سیزده همین سالگرد شهادت منادی عدالت اجتماعی .اندشیه دولت ملی از اسوه ایثار .مقاومت وشهات استاد عبدالعلی مزاری <ره>ویاران صدیق اش را به ملت قهرمان افغانستان تبریک وتسلیت  عرض می نماییم

محمد علی سروری کشوری یونان آتن

گر از این مـنزل ویران بـه سوی خانـه روم
دگر آن جا کـه روم عاقـل و فرزانـه روم


زین سـفر گر به سلامت به وطـن بازرسـم
نذر کردم کـه هـم از راه بـه میخانـه روم
تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک
بـه در صومـعـه با بربـط و پیمانـه روم
آشـنایان ره عـشـق گرم خون بـخورند
شکایت سوی بیگانه روم ناکـسـم گر بـه
بـعد از این دست من و زلف چو زنـجیر نـگار
چـند و چـند از پی کام دل دیوانـه روم
گر بـبینـم خـم ابروی چو مـحرابـش باز
سـجده شـکر کـنـم و از پی شکرانه روم
خرم آن دم کـه چو حافـظ بـه تولای وزیر
سرخوش از میکده با دوست به کاشانـه روم
       

 

بهشت فروشی

 

 

 

ما همگی در باره رنسانس و عصر تاریکی در اروپا خوانده ایم و یا شنیده ایم. یکی از ممیزات این عصر حاکمیت دین مسیحیت بر تمام شئون زندگی مردم بود. تا جایی که روحانیون مسیحی حتا بهشت را می فروختند.

روزگار آن روزهای کشورهای شرق اندکی بهتر بود گرچه تاریخ شرق را نیز همانند غرب غرق در سیاهی و تباهی نشان می دهد.

اما امروز در شرق (با تاریخ درخشانی که ادعا می شود) تعبیر ها و تفسیرهایی از دین ارایه می شود که جهان را به یک جهنم تبدیل کرده است. این تعبیرها از دین اسلام  است. دینی که نجات دهنده انسانیت از جهل و فقر و فحشا و وحشی گری بود. دینی که بسیاری از دانشمندان اسلامی از آن به دین صلح و مدارا و دین رحمت یاد می کنند با تعبیرها و تفسیرهای خشن و تند عده ای از مسلمانان امروزه به دین خشونت و نفرت و قتل و بی رحمی به جهان معرفی شده است  و تلاشهای عده ای از مصلحین مسلمان نیز راه به جایی نمی برد.

یکی از وجوه خشونت که بیشتر در کشورهای اسلامی مانند عراق، افغانستان، الجزیره و .... دیده می شود عملیات انتحاری است. عملیاتی که در آن فرد خود را با بستن بمب به بدنش در نزدیکی هدف منفجر می کند و همراه با هلاکت خویش به اهدافش نیز ضربه می زند.

نیازی به گفتن نیست که القاعده به صورت جهانی و طالبان در کشور افغانستان از عاملین این گونه عملیات ها هستند. (خود هر روزه خبرهای داغ این عملیات ها را می شنوید و می بینید)

ملایانی که افراد را برای عملیات انتحاری تعلیم می دهند، وعده بهشت برین و جنت فردوس را به آنان می دهند و می گویند که کلید بهشت در این بمب ها است که با انفجار آن یکسره به بهشت می روید.

فقر و فلاکت همراه با جهالت و تلقین های پی گیر و مداوم ملایان مذهبی مدارس مذهبی در داخل و خارج کشور این افراد را متقاعد می کند که واقعا کلید بهشت همان انفجار و انتحار است.

این ملایان بهشت را به راحتی و برای رسیدن به اهداف خود به فروش می رسانند و چنان ساده آن را تقسیم می کنند که گویا واقعا صاحبان بهشت هستند.

گرچه شیوه بهشت فروشی با بهشت فروشی مسیحیت فرق می کند اما عمل همان و یکی است.

استفاده و برداشت نادرست از دین و ابزارهای اعتقادی پدیده جدیدی نیست ولی سکوت سوال بر انگیز علما و روحانیون در داخل و خارج از کشور گویای این واقعیت است که بسیاری از ملایان و علما و روحانیون مسلمان در به وجود آوردن این وضعیت بی تقصیر نیستند. تنها اکتفا کردن به جلسات و گردهمایی ها و متینگ های  صنفی و صدور اعلامیه ها(آنچه که امروز در افغانستان شاهد هستیم)  تاثیری در وضعیت خشونت بار کنونی ندارد

زاحیای مجدد کشور شادمانیم                             زجنگ های بین الا فغانی پشیمانیم

چنان مجروح شدیم زتیغ نفاق                             که همه ما  محتاج به   در    مانیم

وقت به من طعنه زد و گفت  بیخبر  چه میکنی؟

بر خیز زخواب غفلت او کور و کر چه میکنی ؟

بگذار     تفنگ   را بردار قلم را   چا بک    شو

عقب  ماندی   ز قافله   عقب   تر  چه  میکنی ؟

پنجا میلیون دالرباد هوا شد !

طبق  خبری که ازرسانه های عربستان پخش شده است ، امسال درحدود "چهارمیلیون" حاجی درمراسم حج درعربستان  شرکت ورزیده است .

 بنده چون همیشه وهمه چیزرا با پول میسنجم ومعیاربرای هرچیزی برای من "نان" است ، پیش خود فکرکردم اگرهرحاجی حداقل دوهزاردالردرعربستان صرف کند ، چهارمیلیون حاجی درحدود هشت هزار میلیون دالر درعربستان مصرف میکنند، به عبارتی میشود "هشت میلیارد دالر" . ازاین هشت میلیارد دالرسهم مردم افغانسنان با احتساب بیست وپنج هزارحاجی افغانی شرکت کننده دراین مراسم ، میشود "پنجا میلیون دالر".

ازطرفی طبق گزارشی که دراین اواخرازشبکه جهانی بی بی سی شنیدم ، وزارت جهان گردی استرالیا اعلان کرده است که درطی سال گذشته تعداد توریست های عربستان به استرالیا به سه برابرافزایش یافته است .

این مقدمه را گفتم برای اینکه بگویم با این پنجا میلیون دالر حداقل پنجا نفرعرب میتواند درسواحل توریستی استرالیا تفریح کند ودوره گرمای طاقط فرسای عربستان را درهوای معتدل وخوشگوار جزایرقناری وآبشارنیاگارا ویا کلب های شبانه دوبی سپری کند ، خدمتی بهترازاین ؟

ازطرفی با این پنجا میلیون با احتساب هرخانواریک هزاردالر، به نظرشما چند خانواررا برای یک سال ازگرسنگی میتوان نجات داد ...؟ پنجا هزارخانواده را میتوان نان داد .

نظر شما چیست ؟

                  مرگ که زندگی هدیه کرد!

                   یاد مان شهادت استاد شهید مزاری

      اندم که قهرمان کبیر ملی مزاری بزرگ درخون سرخ افق به مهر سپهر جان باخت، داغ لاله ها  تازه شد. دشمن شرف فروخته با قساوت وبیرحمی زبان فریاد مظلومیت وحرمان دیرپای مردم مارا برید. شکوفه ها گریستند وپژمردند وپروانه های سعادت دیگر دور تادور  شهر را ریسمان از نور نپیچاند.

        تاریخ عمرما نخواهد یافت رمز رفتن  اورا مگر در انبوهی از یادهای گذشته  زیستن اش. چشم های گناه او را ندید،گامهای معصیت وتزویر در خط سیر وسلوک او فلج بودند.  ما خطا کردیم وسهل انگاشتیم ، اوسینه اش صندوق رازهای ناگفتنی  بسیاری بود ومسلما هیچکس در کوچه های ذهنش راه نیافت. او افق های دور دست وزیبا رامی نگریست وارزویش فر وجلال وعظمت مردم بود.

     بدون تردید او  با قیامش بذر ارزو را در عمق سینه ها مان  کاشت تا گلهای زیبای ازاد ی وهمدلی در باغ  وجودمان ببار  اید. فریادبلندش فعالیت وجنبش رادر رگهای خشکیده مان به جریان وا داشت تا فرشته احسان وخود باوری دراسمان وجودمان  به پرواز در اید.

     درنهایت او با تقدیم با قیمت ترین موجودی خویش یعنی جان وهستی اش  به استقبال مرگ شتافت تا جبهه نقاق وتزویر را رسوا سازد وسرنوشت مردمش را در دفتر کشور تثبیت وتحکیم بخشد. وبرصفحات ننگین ستم ملی خط بطلان کشد.

     به پاس زحمات ودلیرمردی او، همواره  یاد وخاطره او وهمراهان شهیدش را پاس میداریم وبر روان تابناک و پر فروغ شان درود می فرستیم.   

2008/1/19

 

         ازعاشورا بیاموزیم

                   با چند سئوال اغاز میکنم :

          ایاهدف از قیام امام حسین دعوت مردم کوفه بود؟ ایاا گر دعوت مردم کوفه نبود عاشورایی وقیامی در کار نبود؟

       ایا علت خیزش امام (ع)بیعت نکردن با یزید بود ویزید اورا مجبور کرد که دست به شمشیر ببرد ونبرد کربلا را انتخاب کند؟

     در یک نگاه واقع بینانه موارد فوق نمی تواند دلیل نبرد تعیین کننده عاشورا باشد.

   براساس شواهد وقراین تاریخی ووظیفه خطیر امام بعنوان یک هدایت گر،قیام امام(ع)صرفا به خاطر فساد دستگاه حکومت وانحطاط وزوال فرهنگ جامعه اسلامی ان روز بود .

          حکومتی که به اسم اسلام خراج ومالیات جمع میکرد،دستور وفرمان میراند،از قران وشریعت میگفت و خود در گرداب از گناه وطغیان،وفساد اخلاقی ومالی گرفتار بود. از دیگر سوی جامعه چنان در خواب سنگین وسکوت مرگبار فرورفته بود که اعمال وقوانین ظالمانه حکومت را در چار چوب حدود وحریم اسلام تلقی میکرد وسر نوشت خودرا یکسره بدست قضا وقدر که از شگردهای معاویه وعمرعاص ان تندیس های فریب ودین فروشی بر جای مانده بود،سپرده بودند.

       جامعه انروز در اوج بی عدالتی وتبعیض به سرمی برد،تبعیض نژادی وطائفه ای،فرصت حیات وزندگی را از مردم گرفته بود وهمه ان ناهنجاریها وباورهای غلط جزء فرهنگ اسلامی تلقی واعلام می شد وچنین است که امام حسین(ع)با تقدیم گرانبها ترین موجودی خویش یعنی حیات وجانش به بشریت اموخت که در دین محمدی تبعیض وحق کشی وفریب مذهبی نیست بلکه ازادی وشرافت وکرامت انسان پاس داشته میشود.فقط هوشیاری وبیداری مردم مانع طغیان قدرت حاکمان وسوءاستفاده انان از دین است.

        برای او در سخت ترین لحظه ها یعنی لحظه ای که سیل لشکر دشمن را در برابر خود می بیند ،عزیزان اش در شط ازخون است و گرسنگی وتشنگی کودکان هر لحظه اورا ازار میدهد درهمان حال برای او سفید وسیاه،عجم وعرب،فرزندان ویاران همه وهمه ارزش وبهاء یکسان دارد، غلام سیاه را مثل فرزندشهید اش در اغوش میگیرد وبا اوپدرانه سخن می گوید.

     امروز در جوامع اسلامی همان مصیبت تبعیض،راندن مظلوم وبی پناه ودل سپردن به متاع غیر مسلمان با عنوان منافع ملی واولویت های سیاست خارجی تبدیل به بخشی از ایین ورسومات کشورهای اسلامی وحاکمان اسلامی شده است توهین ،تحقیر وبهره کشی  از برادرغریبه  مسلمان شان به صورت فرهنگ وباور درامده است.

       ایا رادمردی چون امام کربلا خواهد امد وداد مظلمومان وثروت های عظیمی که حق همه مسلمانان است واینک در کام شاه وپادشاه و...میریزد ودر محافل وسفرهای معصیت انها مصرف می شود باز خواهد ستاند؟

      بدون تردید فریاد بی عدالتی ورنج تبعیض را منجی منتقم ومالک مطلق می بیند ومی شنود وبا وعده تخلف ناپذیری  اوایام به کام غداران ومستبدان نخواهد ماند وقصرهای مرمرین انان فروخواهد ریخت زیرا.<< وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون>>  .        

      

                                                                             عبدالوهاب باهر

مسا فر از و طن

 از و طن ګشتم مسا فر د رد جا ری را بیبین                        مسکنم و یر ا نه شد این بی دیا ری را بیبین

یکطر ف فصق و فصا د ا ست یکطر ف جنګ و جد ل          ا شک چشما ن جا ر ی و د ل بیقر ا ری ر ا بیبین

شب به فکر آ ن د یا ر خسته ا ز غم می ر و م                    بر د ل مجر و ح ا و صد ز خم کا ری ر ا بیبین

د شمنا ن هر سو به جو لا ن آ مده از هر طرف                   خو د نی ر ا خو ر د آ ن بیبند با ری ر ا بیبین

 سر و ری هوشیار آنها کر ده آزا دی شعا ر                     ا ز شعا ر صلح هر دم  خون جا ری را بیبین

 

محمد علی سر وری

  لطیفه * joke 

 

 

راننده ی مستی از خیابان یک طرفه عبور می کرد که پلیس او را نگه داشت و پرسید:کجا می روی؟ راننده

 

جواب داد : نمی دانم ، ولی می بینم که دیر شده است چون همه بر می گردند .

 

مردی در مراسم خواستگاری رو به زن کرد و گفت : خانم من فقط ماهی پنجاه هزار تومان حقوق می گیرم ،

 

آیا می توانی با این مقدار در آمد زندگی کنی؟ زن گفت: بله ، اما خودت با چی زندگی می کنی ؟

 

سه نفر به مغازه ی کفاشی رفته و سه جفت کفش برداشتند . اولی گفت : به پایم گشاد است. کفاش گفت :

 

چند روزی که بپوشی خودش را جمع می کند. دومی گفت: این کفش برای پایم تنگ است . کفاش گفت :

 

چند روزی با آن راه رفتی گشاد می شود. سومی گفت : فعلاً به پایم اندازه است تا بعد ببینم چه می شود ؟

 

 کفاش گفت : خاطر جمع باشید به همین اندازه خواهد ماند .

 

شخصی نزد دکتر رفت ، دکتر از او سوال کرد بگو ببینم جانم کجات درد می کنه ؟بیمار گفت : شما دکتر

 

 هستین از من می پرسین ؟

 

شخصی رو به قبله نشسته بود و دعا می کرد ، دعایش این بود : خدایا مرا نیامرز . یکی پرسید این چه دعایی

 

است می کنی ؟ جواب داد : شکسته نفسی می کنم .

 

پسر از پدرش پرسید : باباجون فرق آجر و سیب چیه ؟ پدر جواب داد : آجر را اول می فروشند بعد می

 

 چینند ، ولی سیب را اول می چینند و بعد می فروشند .

 

قاضی از متهم پرسید : آیا ازدواج کردی ؟ متهم جواب داد : نه آقای قاضی . قاضی پرسید چگونه باور کنم که

 

 راست می گویی ؟ متهم جواب داد : به جان دو تا بچه ام دروغ نمی گویم .

 

 زن کولی که شوهر خود را گم کرده بود ، به کلانتری رفت و تقاضا کرد تا پلیس در صدد تحقیق بر آید .

 

کلانتر به او گفت :  توکه فال ورق می گیری و از آتیه خبر می دهی چطور نمی توانی بفهمی که شوهرت

 

 کجاست ؟ مگر ورقها را هم گم کرده ای ؟ کولی جواب داد : ورقها را گم نکرده ام . کلانتر گفت : خوب پس

 

شوهرت کجاست ؟ جواب داد : ده هزار تومان به من بدهید ، تا به شما بگویم .

       

زاحیای مجدد کشور شادمانیم                             زجنگ های بین الا فغانی پشیمانیم

چنان مجروح شدیم زتیغ نفاق                             که همه ما  محتاج به   در    مانیم

وقت به من طعنه زد و گفت  بیخبر  چه میکنی؟

بر خیز زخواب غفلت او کور و کر چه میکنی ؟

بگذار     تفنگ   را بردار قلم را   چا بک    شو

عقب  ماندی   ز قافله   عقب   تر  چه  میکنی ؟

بهشت فروشی

 

 

 

ما همگی در باره رنسانس و عصر تاریکی در اروپا خوانده ایم و یا شنیده ایم. یکی از ممیزات این عصر حاکمیت دین مسیحیت بر تمام شئون زندگی مردم بود. تا جایی که روحانیون مسیحی حتا بهشت را می فروختند.

روزگار آن روزهای کشورهای شرق اندکی بهتر بود گرچه تاریخ شرق را نیز همانند غرب غرق در سیاهی و تباهی نشان می دهد.

اما امروز در شرق (با تاریخ درخشانی که ادعا می شود) تعبیر ها و تفسیرهایی از دین ارایه می شود که جهان را به یک جهنم تبدیل کرده است. این تعبیرها از دین اسلام  است. دینی که نجات دهنده انسانیت از جهل و فقر و فحشا و وحشی گری بود. دینی که بسیاری از دانشمندان اسلامی از آن به دین صلح و مدارا و دین رحمت یاد می کنند با تعبیرها و تفسیرهای خشن و تند عده ای از مسلمانان امروزه به دین خشونت و نفرت و قتل و بی رحمی به جهان معرفی شده است  و تلاشهای عده ای از مصلحین مسلمان نیز راه به جایی نمی برد.

یکی از وجوه خشونت که بیشتر در کشورهای اسلامی مانند عراق، افغانستان، الجزیره و .... دیده می شود عملیات انتحاری است. عملیاتی که در آن فرد خود را با بستن بمب به بدنش در نزدیکی هدف منفجر می کند و همراه با هلاکت خویش به اهدافش نیز ضربه می زند.

نیازی به گفتن نیست که القاعده به صورت جهانی و طالبان در کشور افغانستان از عاملین این گونه عملیات ها هستند. (خود هر روزه خبرهای داغ این عملیات ها را می شنوید و می بینید)

ملایانی که افراد را برای عملیات انتحاری تعلیم می دهند، وعده بهشت برین و جنت فردوس را به آنان می دهند و می گویند که کلید بهشت در این بمب ها است که با انفجار آن یکسره به بهشت می روید.

فقر و فلاکت همراه با جهالت و تلقین های پی گیر و مداوم ملایان مذهبی مدارس مذهبی در داخل و خارج کشور این افراد را متقاعد می کند که واقعا کلید بهشت همان انفجار و انتحار است.

این ملایان بهشت را به راحتی و برای رسیدن به اهداف خود به فروش می رسانند و چنان ساده آن را تقسیم می کنند که گویا واقعا صاحبان بهشت هستند.

گرچه شیوه بهشت فروشی با بهشت فروشی مسیحیت فرق می کند اما عمل همان و یکی است.

استفاده و برداشت نادرست از دین و ابزارهای اعتقادی پدیده جدیدی نیست ولی سکوت سوال بر انگیز علما و روحانیون در داخل و خارج از کشور گویای این واقعیت است که بسیاری از ملایان و علما و روحانیون مسلمان در به وجود آوردن این وضعیت بی تقصیر نیستند. تنها اکتفا کردن به جلسات و گردهمایی ها و متینگ های  صنفی و صدور اعلامیه ها(آنچه که امروز در افغانستان شاهد هستیم)  تاثیری در وضعیت خشونت بار کنونی ندارد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 17:20  توسط محمد علی سروری  |  نظر بدهید

پنجا میلیون دالرباد هوا شد !

طبق  خبری که ازرسانه های عربستان پخش شده است ، امسال درحدود "چهارمیلیون" حاجی درمراسم حج درعربستان  شرکت ورزیده است .

 بنده چون همیشه وهمه چیزرا با پول میسنجم ومعیاربرای هرچیزی برای من "نان" است ، پیش خود فکرکردم اگرهرحاجی حداقل دوهزاردالردرعربستان صرف کند ، چهارمیلیون حاجی درحدود هشت هزار میلیون دالر درعربستان مصرف میکنند، به عبارتی میشود "هشت میلیارد دالر" . ازاین هشت میلیارد دالرسهم مردم افغانسنان با احتساب بیست وپنج هزارحاجی افغانی شرکت کننده دراین مراسم ، میشود "پنجا میلیون دالر".

ازطرفی طبق گزارشی که دراین اواخرازشبکه جهانی بی بی سی شنیدم ، وزارت جهان گردی استرالیا اعلان کرده است که درطی سال گذشته تعداد توریست های عربستان به استرالیا به سه برابرافزایش یافته است .

این مقدمه را گفتم برای اینکه بگویم با این پنجا میلیون دالر حداقل پنجا نفرعرب میتواند درسواحل توریستی استرالیا تفریح کند ودوره گرمای طاقط فرسای عربستان را درهوای معتدل وخوشگوار جزایرقناری وآبشارنیاگارا ویا کلب های شبانه دوبی سپری کند ، خدمتی بهترازاین ؟

ازطرفی با این پنجا میلیون با احتساب هرخانواریک هزاردالر، به نظرشما چند خانواررا برای یک سال ازگرسنگی میتوان نجات داد ...؟ پنجا هزارخانواده را میتوان نان داد .

نظر شما چیست ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 16:21  توسط محمد علی سروری  |  نظر بدهید

                  مرگ که زندگی هدیه کرد!

                   یاد مان شهادت استاد شهید مزاری

      اندم که قهرمان کبیر ملی مزاری بزرگ درخون سرخ افق به مهر سپهر جان باخت، داغ لاله ها  تازه شد. دشمن شرف فروخته با قساوت وبیرحمی زبان فریاد مظلومیت وحرمان دیرپای مردم مارا برید. شکوفه ها گریستند وپژمردند وپروانه های سعادت دیگر دور تادور  شهر را ریسمان از نور نپیچاند.

        تاریخ عمرما نخواهد یافت رمز رفتن  اورا مگر در انبوهی از یادهای گذشته  زیستن اش. چشم های گناه او را ندید،گامهای معصیت وتزویر در خط سیر وسلوک او فلج بودند.  ما خطا کردیم وسهل انگاشتیم ، اوسینه اش صندوق رازهای ناگفتنی  بسیاری بود ومسلما هیچکس در کوچه های ذهنش راه نیافت. او افق های دور دست وزیبا رامی نگریست وارزویش فر وجلال وعظمت مردم بود.

     بدون تردید او  با قیامش بذر ارزو را در عمق سینه ها مان  کاشت تا گلهای زیبای ازاد ی وهمدلی در باغ  وجودمان ببار  اید. فریادبلندش فعالیت وجنبش رادر رگهای خشکیده مان به جریان وا داشت تا فرشته احسان وخود باوری دراسمان وجودمان  به پرواز در اید.

     درنهایت او با تقدیم با قیمت ترین موجودی خویش یعنی جان وهستی اش  به استقبال مرگ شتافت تا جبهه نقاق وتزویر را رسوا سازد وسرنوشت مردمش را در دفتر کشور تثبیت وتحکیم بخشد. وبرصفحات ننگین ستم ملی خط بطلان کشد.

     به پاس زحمات ودلیرمردی او، همواره  یاد وخاطره او وهمراهان شهیدش را پاس میداریم وبر روان تابناک و پر فروغ شان درود می فرستیم.   

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 17:33  توسط محمد علی سروری  |  یک نظر

                        ازعاشورا بیاموزیم

                   با چند سئوال اغاز میکنم :

          ایاهدف از قیام امام حسین دعوت مردم کوفه بود؟ ایاا گر دعوت مردم کوفه نبود عاشورایی وقیامی در کار نبود؟

       ایا علت خیزش امام (ع)بیعت نکردن با یزید بود ویزید اورا مجبور کرد که دست به شمشیر ببرد ونبرد کربلا را انتخاب کند؟

     در یک نگاه واقع بینانه موارد فوق نمی تواند دلیل نبرد تعیین کننده عاشورا باشد.

   براساس شواهد وقراین تاریخی ووظیفه خطیر امام بعنوان یک هدایت گر،قیام امام(ع)صرفا به خاطر فساد دستگاه حکومت وانحطاط وزوال فرهنگ جامعه اسلامی ان روز بود .

          حکومتی که به اسم اسلام خراج ومالیات جمع میکرد،دستور وفرمان میراند،از قران وشریعت میگفت و خود در گرداب از گناه وطغیان،وفساد اخلاقی ومالی گرفتار بود. از دیگر سوی جامعه چنان در خواب سنگین وسکوت مرگبار فرورفته بود که اعمال وقوانین ظالمانه حکومت را در چار چوب حدود وحریم اسلام تلقی میکرد وسر نوشت خودرا یکسره بدست قضا وقدر که از شگردهای معاویه وعمرعاص ان تندیس های فریب ودین فروشی بر جای مانده بود،سپرده بودند.

       جامعه انروز در اوج بی عدالتی وتبعیض به سرمی برد،تبعیض نژادی وطائفه ای،فرصت حیات وزندگی را از مردم گرفته بود وهمه ان ناهنجاریها وباورهای غلط جزء فرهنگ اسلامی تلقی واعلام می شد وچنین است که امام حسین(ع)با تقدیم گرانبها ترین موجودی خویش یعنی حیات وجانش به بشریت اموخت که در دین محمدی تبعیض وحق کشی وفریب مذهبی نیست بلکه ازادی وشرافت وکرامت انسان پاس داشته میشود.فقط هوشیاری وبیداری مردم مانع طغیان قدرت حاکمان وسوءاستفاده انان از دین است.

        برای او در سخت ترین لحظه ها یعنی لحظه ای که سیل لشکر دشمن را در برابر خود می بیند ،عزیزان اش در شط ازخون است و گرسنگی وتشنگی کودکان هر لحظه اورا ازار میدهد درهمان حال برای او سفید وسیاه،عجم وعرب،فرزندان ویاران همه وهمه ارزش وبهاء یکسان دارد، غلام سیاه را مثل فرزندشهید اش در اغوش میگیرد وبا اوپدرانه سخن می گوید.

     امروز در جوامع اسلامی همان مصیبت تبعیض،راندن مظلوم وبی پناه ودل سپردن به متاع غیر مسلمان با عنوان منافع ملی واولویت های سیاست خارجی تبدیل به بخشی از ایین ورسومات کشورهای اسلامی وحاکمان اسلامی شده است توهین ،تحقیر وبهره کشی  از برادرغریبه  مسلمان شان به صورت فرهنگ وباور درامده است.

       ایا رادمردی چون امام کربلا خواهد امد وداد مظلمومان وثروت های عظیمی که حق همه مسلمانان است واینک در کام شاه وپادشاه و...میریزد ودر محافل وسفرهای معصیت انها مصرف می شود باز خواهد ستاند؟

      بدون تردید فریاد بی عدالتی ورنج تبعیض را منجی منتقم ومالک مطلق می بیند ومی شنود وبا وعده تخلف ناپذیری  اوایام به کام غداران ومستبدان نخواهد ماند وقصرهای مرمرین انان فروخواهد ریخت زیرا.<< وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون>>  .        

      

                                                                             عبدالوهاب باهر

 

 

مسا فر از و طن

 از و طن ګشتم مسا فر د رد جا ری را بیبین                        مسکنم و یر ا نه شد این بی دیا ری را بیبین

یکطر ف فصق و فصا د ا ست یکطر ف جنګ و جد ل          ا شک چشما ن جا ر ی و د ل بیقر ا ری ر ا بیبین

شب به فکر آ ن د یا ر خسته ا ز غم می ر و م                    بر د ل مجر و ح ا و صد ز خم کا ری ر ا بیبین

د شمنا ن هر سو به جو لا ن آ مده از هر طرف                   خو د نی ر ا خو ر د آ ن بیبند با ری ر ا بیبین

 سر و ری هوشیار آنها کر ده آزا دی شعا ر                     ا ز شعا ر صلح هر دم  خون جا ری را بیبین

 

محمد علی سر وری

http://blogme.com/uploads/i/iran/1038.jpg   " پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی"  . مهاتما گاندی

 

بهشت فروشی

 

 

 

ما همگی در باره رنسانس و عصر تاریکی در اروپا خوانده ایم و یا شنیده ایم. یکی از ممیزات این عصر حاکمیت دین مسیحیت بر تمام شئون زندگی مردم بود. تا جایی که روحانیون مسیحی حتا بهشت را می فروختند.

روزگار آن روزهای کشورهای شرق اندکی بهتر بود گرچه تاریخ شرق را نیز همانند غرب غرق در سیاهی و تباهی نشان می دهد.

اما امروز در شرق (با تاریخ درخشانی که ادعا می شود) تعبیر ها و تفسیرهایی از دین ارایه می شود که جهان را به یک جهنم تبدیل کرده است. این تعبیرها از دین اسلام  است. دینی که نجات دهنده انسانیت از جهل و فقر و فحشا و وحشی گری بود. دینی که بسیاری از دانشمندان اسلامی از آن به دین صلح و مدارا و دین رحمت یاد می کنند با تعبیرها و تفسیرهای خشن و تند عده ای از مسلمانان امروزه به دین خشونت و نفرت و قتل و بی رحمی به جهان معرفی شده است  و تلاشهای عده ای از مصلحین مسلمان نیز راه به جایی نمی برد.

یکی از وجوه خشونت که بیشتر در کشورهای اسلامی مانند عراق، افغانستان، الجزیره و .... دیده می شود عملیات انتحاری است. عملیاتی که در آن فرد خود را با بستن بمب به بدنش در نزدیکی هدف منفجر می کند و همراه با هلاکت خویش به اهدافش نیز ضربه می زند.

نیازی به گفتن نیست که القاعده به صورت جهانی و طالبان در کشور افغانستان از عاملین این گونه عملیات ها هستند. (خود هر روزه خبرهای داغ این عملیات ها را می شنوید و می بینید)

ملایانی که افراد را برای عملیات انتحاری تعلیم می دهند، وعده بهشت برین و جنت فردوس را به آنان می دهند و می گویند که کلید بهشت در این بمب ها است که با انفجار آن یکسره به بهشت می روید.

فقر و فلاکت همراه با جهالت و تلقین های پی گیر و مداوم ملایان مذهبی مدارس مذهبی در داخل و خارج کشور این افراد را متقاعد می کند که واقعا کلید بهشت همان انفجار و انتحار است.

این ملایان بهشت را به راحتی و برای رسیدن به اهداف خود به فروش می رسانند و چنان ساده آن را تقسیم می کنند که گویا واقعا صاحبان بهشت هستند.

گرچه شیوه بهشت فروشی با بهشت فروشی مسیحیت فرق می کند اما عمل همان و یکی است.

استفاده و برداشت نادرست از دین و ابزارهای اعتقادی پدیده جدیدی نیست ولی سکوت سوال بر انگیز علما و روحانیون در داخل و خارج از کشور گویای این واقعیت است که بسیاری از ملایان و علما و روحانیون مسلمان در به وجود آوردن این وضعیت بی تقصیر نیستند. تنها اکتفا کردن به جلسات و گردهمایی ها و متینگ های  صنفی و صدور اعلامیه ها(آنچه که امروز در افغانستان شاهد هستیم)  تاثیری در وضعیت خشونت بار کنونی ندارد.

 

پنجا میلیون دالرباد هوا شد !

طبق  خبری که ازرسانه های عربستان پخش شده است ، امسال درحدود "چهارمیلیون" حاجی درمراسم حج درعربستان  شرکت ورزیده است .

 بنده چون همیشه وهمه چیزرا با پول میسنجم ومعیاربرای هرچیزی برای من "نان" است ، پیش خود فکرکردم اگرهرحاجی حداقل دوهزاردالردرعربستان صرف کند ، چهارمیلیون حاجی درحدود هشت هزار میلیون دالر درعربستان مصرف میکنند، به عبارتی میشود "هشت میلیارد دالر" . ازاین هشت میلیارد دالرسهم مردم افغانسنان با احتساب بیست وپنج هزارحاجی افغانی شرکت کننده دراین مراسم ، میشود "پنجا میلیون دالر".

ازطرفی طبق گزارشی که دراین اواخرازشبکه جهانی بی بی سی شنیدم ، وزارت جهان گردی استرالیا اعلان کرده است که درطی سال گذشته تعداد توریست های عربستان به استرالیا به سه برابرافزایش یافته است .

این مقدمه را گفتم برای اینکه بگویم با این پنجا میلیون دالر حداقل پنجا نفرعرب میتواند درسواحل توریستی استرالیا تفریح کند ودوره گرمای طاقط فرسای عربستان را درهوای معتدل وخوشگوار جزایرقناری وآبشارنیاگارا ویا کلب های شبانه دوبی سپری کند ، خدمتی بهترازاین ؟

ازطرفی با این پنجا میلیون با احتساب هرخانواریک هزاردالر، به نظرشما چند خانواررا برای یک سال ازگرسنگی میتوان نجات داد ...؟ پنجا هزارخانواده را میتوان نان داد .

نظر شما چیست ؟

                  مرگ که زندگی هدیه کرد!

                   یاد مان شهادت استاد شهید مزاری

      اندم که قهرمان کبیر ملی مزاری بزرگ درخون سرخ افق به مهر سپهر جان باخت، داغ لاله ها  تازه شد. دشمن شرف فروخته با قساوت وبیرحمی زبان فریاد مظلومیت وحرمان دیرپای مردم مارا برید. شکوفه ها گریستند وپژمردند وپروانه های سعادت دیگر دور تادور  شهر را ریسمان از نور نپیچاند.

        تاریخ عمرما نخواهد یافت رمز رفتن  اورا مگر در انبوهی از یادهای گذشته  زیستن اش. چشم های گناه او را ندید،گامهای معصیت وتزویر در خط سیر وسلوک او فلج بودند.  ما خطا کردیم وسهل انگاشتیم ، اوسینه اش صندوق رازهای ناگفتنی  بسیاری بود ومسلما هیچکس در کوچه های ذهنش راه نیافت. او افق های دور دست وزیبا رامی نگریست وارزویش فر وجلال وعظمت مردم بود.

     بدون تردید او  با قیامش بذر ارزو را در عمق سینه ها مان  کاشت تا گلهای زیبای ازاد ی وهمدلی در باغ  وجودمان ببار  اید. فریادبلندش فعالیت وجنبش رادر رگهای خشکیده مان به جریان وا داشت تا فرشته احسان وخود باوری دراسمان وجودمان  به پرواز در اید.

     درنهایت او با تقدیم با قیمت ترین موجودی خویش یعنی جان وهستی اش  به استقبال مرگ شتافت تا جبهه نقاق وتزویر را رسوا سازد وسرنوشت مردمش را در دفتر کشور تثبیت وتحکیم بخشد. وبرصفحات ننگین ستم ملی خط بطلان کشد.

     به پاس زحمات ودلیرمردی او، همواره  یاد وخاطره او وهمراهان شهیدش را پاس میداریم وبر روان تابناک و پر فروغ شان درود می فرستیم.   

                        ازعاشورا بیاموزیم

                   با چند سئوال اغاز میکنم :

          ایاهدف از قیام امام حسین دعوت مردم کوفه بود؟ ایاا گر دعوت مردم کوفه نبود عاشورایی وقیامی در کار نبود؟

       ایا علت خیزش امام (ع)بیعت نکردن با یزید بود ویزید اورا مجبور کرد که دست به شمشیر ببرد ونبرد کربلا را انتخاب کند؟

     در یک نگاه واقع بینانه موارد فوق نمی تواند دلیل نبرد تعیین کننده عاشورا باشد.

   براساس شواهد وقراین تاریخی ووظیفه خطیر امام بعنوان یک هدایت گر،قیام امام(ع)صرفا به خاطر فساد دستگاه حکومت وانحطاط وزوال فرهنگ جامعه اسلامی ان روز بود .

          حکومتی که به اسم اسلام خراج ومالیات جمع میکرد،دستور وفرمان میراند،از قران وشریعت میگفت و خود در گرداب از گناه وطغیان،وفساد اخلاقی ومالی گرفتار بود. از دیگر سوی جامعه چنان در خواب سنگین وسکوت مرگبار فرورفته بود که اعمال وقوانین ظالمانه حکومت را در چار چوب حدود وحریم اسلام تلقی میکرد وسر نوشت خودرا یکسره بدست قضا وقدر که از شگردهای معاویه وعمرعاص ان تندیس های فریب ودین فروشی بر جای مانده بود،سپرده بودند.

       جامعه انروز در اوج بی عدالتی وتبعیض به سرمی برد،تبعیض نژادی وطائفه ای،فرصت حیات وزندگی را از مردم گرفته بود وهمه ان ناهنجاریها وباورهای غلط جزء فرهنگ اسلامی تلقی واعلام می شد وچنین است که امام حسین(ع)با تقدیم گرانبها ترین موجودی خویش یعنی حیات وجانش به بشریت اموخت که در دین محمدی تبعیض وحق کشی وفریب مذهبی نیست بلکه ازادی وشرافت وکرامت انسان پاس داشته میشود.فقط هوشیاری وبیداری مردم مانع طغیان قدرت حاکمان وسوءاستفاده انان از دین است.

        برای او در سخت ترین لحظه ها یعنی لحظه ای که سیل لشکر دشمن را در برابر خود می بیند ،عزیزان اش در شط ازخون است و گرسنگی وتشنگی کودکان هر لحظه اورا ازار میدهد درهمان حال برای او سفید وسیاه،عجم وعرب،فرزندان ویاران همه وهمه ارزش وبهاء یکسان دارد، غلام سیاه را مثل فرزندشهید اش در اغوش میگیرد وبا اوپدرانه سخن می گوید.

     امروز در جوامع اسلامی همان مصیبت تبعیض،راندن مظلوم وبی پناه ودل سپردن به متاع غیر مسلمان با عنوان منافع ملی واولویت های سیاست خارجی تبدیل به بخشی از ایین ورسومات کشورهای اسلامی وحاکمان اسلامی شده است توهین ،تحقیر وبهره کشی  از برادرغریبه  مسلمان شان به صورت فرهنگ وباور درامده است.

       ایا رادمردی چون امام کربلا خواهد امد وداد مظلمومان وثروت های عظیمی که حق همه مسلمانان است واینک در کام شاه وپادشاه و...میریزد ودر محافل وسفرهای معصیت انها مصرف می شود باز خواهد ستاند؟

      بدون تردید فریاد بی عدالتی ورنج تبعیض را منجی منتقم ومالک مطلق می بیند ومی شنود وبا وعده تخلف ناپذیری  اوایام به کام غداران ومستبدان نخواهد ماند وقصرهای مرمرین انان فروخواهد ریخت زیرا.<< وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون>>  .        

      

                                                                             عبدالوهاب باهر

زاحیای مجدد کشور شادمانیم                             زجنگ های بین الا فغانی پشیمانیم

چنان مجروح شدیم زتیغ نفاق                             که همه ما  محتاج به   در    مانیم

وقت به من طعنه زد و گفت  بیخبر  چه میکنی؟

بر خیز زخواب غفلت او کور و کر چه میکنی ؟

بگذار     تفنگ   را بردار قلم را   چا بک    شو

عقب  ماندی   ز قافله   عقب   تر  چه  میکنی ؟

 

  لطیفه * joke 

 

 

راننده ی مستی از خیابان یک طرفه عبور می کرد که پلیس او را نگه داشت و پرسید:کجا می روی؟ راننده

 

جواب داد : نمی دانم ، ولی می بینم که دیر شده است چون همه بر می گردند .

 

مردی در مراسم خواستگاری رو به زن کرد و گفت : خانم من فقط ماهی پنجاه هزار تومان حقوق می گیرم ،

 

آیا می توانی با این مقدار در آمد زندگی کنی؟ زن گفت: بله ، اما خودت با چی زندگی می کنی ؟

 

سه نفر به مغازه ی کفاشی رفته و سه جفت کفش برداشتند . اولی گفت : به پایم گشاد است. کفاش گفت :

 

چند روزی که بپوشی خودش را جمع می کند. دومی گفت: این کفش برای پایم تنگ است . کفاش گفت :

 

چند روزی با آن راه رفتی گشاد می شود. سومی گفت : فعلاً به پایم اندازه است تا بعد ببینم چه می شود ؟

 

 کفاش گفت : خاطر جمع باشید به همین اندازه خواهد ماند .

 

شخصی نزد دکتر رفت ، دکتر از او سوال کرد بگو ببینم جانم کجات درد می کنه ؟بیمار گفت : شما دکتر

 

 هستین از من می پرسین ؟

 

شخصی رو به قبله نشسته بود و دعا می کرد ، دعایش این بود : خدایا مرا نیامرز . یکی پرسید این چه دعایی

 

است می کنی ؟ جواب داد : شکسته نفسی می کنم .

 

پسر از پدرش پرسید : باباجون فرق آجر و سیب چیه ؟ پدر جواب داد : آجر را اول می فروشند بعد می

 

 چینند ، ولی سیب را اول می چینند و بعد می فروشند .

 

قاضی از متهم پرسید : آیا ازدواج کردی ؟ متهم جواب داد : نه آقای قاضی . قاضی پرسید چگونه باور کنم که

 

 راست می گویی ؟ متهم جواب داد : به جان دو تا بچه ام دروغ نمی گویم .

 

 زن کولی که شوهر خود را گم کرده بود ، به کلانتری رفت و تقاضا کرد تا پلیس در صدد تحقیق بر آید .

 

کلانتر به او گفت :  توکه فال ورق می گیری و از آتیه خبر می دهی چطور نمی توانی بفهمی که شوهرت

 

 کجاست ؟ مگر ورقها را هم گم کرده ای ؟ کولی جواب داد : ورقها را گم نکرده ام . کلانتر گفت : خوب پس

 

شوهرت کجاست ؟ جواب داد : ده هزار تومان به من بدهید ، تا به شما بگویم .

       

ای کاش عاشقم بودی

بوسه  را  دوست  دارم  نه  در  حوس

عاشقی  را  دوست  دارم  نه  در قفس

عاشقت گشتم تو گفتیی عاشقان دیوانه اند

عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای

بی تو

 

بی تو یعنی بی سپیده بی سحر

بی تو در آواره گی آواره تر

 

بی تو درپیچ و خم هر کوچه ای

مثل سادو دوره گرد و دربدر

 

بی تو مثل یک پرنده درهوا

غرق پروازم  ولی بی بال وپر

 

بی تو مثل تک درخت سایه ام 

شاخ و برگ آورده اما بی ثمر

 

بی تو گلباغ  قشنگ آرزو 

خفته درخون شقایق شعله ور

 

بی تو می ریسم طناب دار خود 

بی تو می پیچم درآتش درشر

مـي زند بـــــــاران به شـــيشه

 

در ســكوتــي ســرد وخسته

 

چون نيست كسي در كنارم

 

اكــنون اين دلم تنها نشستـه

Click for Full Size View

 

سنگ

 

دل "پشتونی" ات امشب "هزاره" می کند پرپر

"قزل آباد" قلبم درهجومت می شود محشر

 

"مزار" خاطرم در ازدحام مرگ می پیچد  

که فتوی میدهی درمحضر مردم مرا کافر

 

برای  قتل عام  "بامیان" سبز احساسم

فراهم می کنی با دست و پایت نیزه و خنجر

 

"یکاولنگ" خیالم را شناور می کنی درخون

غزلهای مرا تا می بری  امشب سر ازپیکر

 

 هزار ان "طالب" و "سیاف" میگیرند درنوبت

  برای مرگ من درپشت چشمان شما سنگر

 

مگراین تاک بوی تاجیک و تُرک ومُغل دارد؟  

که آتش می فروزی تا شود ازریشه خاکستر

Click for Full Size View

زاحیای مجدد کشور شادمانیم                             زجنگ های بین الا فغانی پشیمانیم

چنان مجروح شدیم زتیغ نفاق                             که همه ما  محتاج به   در    مانیم

وقت به من طعنه زد و گفت  بیخبر  چه میکنی؟

بر خیز زخواب غفلت او کور و کر چه میکنی ؟

بگذار     تفنگ   را بردار قلم را   چا بک    شو

عقب  ماندی   ز قافله   عقب   تر  چه  میکنی ؟