با چند سئوال اغاز میکنم :
ایاهدف از قیام امام حسین دعوت مردم کوفه بود؟ ایاا گر دعوت مردم کوفه نبود عاشورایی وقیامی در کار نبود؟
ایا علت خیزش امام (ع)بیعت نکردن با یزید بود ویزید اورا مجبور کرد که دست به شمشیر ببرد ونبرد کربلا را انتخاب کند؟
در یک نگاه واقع بینانه موارد فوق نمی تواند دلیل نبرد تعیین کننده عاشورا باشد.
براساس شواهد وقراین تاریخی ووظیفه خطیر امام بعنوان یک هدایت گر،قیام امام(ع)صرفا به خاطر فساد دستگاه حکومت وانحطاط وزوال فرهنگ جامعه اسلامی ان روز بود .
حکومتی که به اسم اسلام خراج ومالیات جمع میکرد،دستور وفرمان میراند،از قران وشریعت میگفت و خود در گرداب از گناه وطغیان،وفساد اخلاقی ومالی گرفتار بود. از دیگر سوی جامعه چنان در خواب سنگین وسکوت مرگبار فرورفته بود که اعمال وقوانین ظالمانه حکومت را در چار چوب حدود وحریم اسلام تلقی میکرد وسر نوشت خودرا یکسره بدست قضا وقدر که از شگردهای معاویه وعمرعاص ان تندیس های فریب ودین فروشی بر جای مانده بود،سپرده بودند.
جامعه انروز در اوج بی عدالتی وتبعیض به سرمی برد،تبعیض نژادی وطائفه ای،فرصت حیات وزندگی را از مردم گرفته بود وهمه ان ناهنجاریها وباورهای غلط جزء فرهنگ اسلامی تلقی واعلام می شد وچنین است که امام حسین(ع)با تقدیم گرانبها ترین موجودی خویش یعنی حیات وجانش به بشریت اموخت که در دین محمدی تبعیض وحق کشی وفریب مذهبی نیست بلکه ازادی وشرافت وکرامت انسان پاس داشته میشود.فقط هوشیاری وبیداری مردم مانع طغیان قدرت حاکمان وسوءاستفاده انان از دین است.
برای او در سخت ترین لحظه ها یعنی لحظه ای که سیل لشکر دشمن را در برابر خود می بیند ،عزیزان اش در شط ازخون است و گرسنگی وتشنگی کودکان هر لحظه اورا ازار میدهد درهمان حال برای او سفید وسیاه،عجم وعرب،فرزندان ویاران همه وهمه ارزش وبهاء یکسان دارد، غلام سیاه را مثل فرزندشهید اش در اغوش میگیرد وبا اوپدرانه سخن می گوید.
امروز در جوامع اسلامی همان مصیبت تبعیض،راندن مظلوم وبی پناه ودل سپردن به متاع غیر مسلمان با عنوان منافع ملی واولویت های سیاست خارجی تبدیل به بخشی از ایین ورسومات کشورهای اسلامی وحاکمان اسلامی شده است توهین ،تحقیر وبهره کشی از برادرغریبه مسلمان شان به صورت فرهنگ وباور درامده است.
ایا رادمردی چون امام کربلا خواهد امد وداد مظلمومان وثروت های عظیمی که حق همه مسلمانان است واینک در کام شاه وپادشاه و...میریزد ودر محافل وسفرهای معصیت انها مصرف می شود باز خواهد ستاند؟
بدون تردید فریاد بی عدالتی ورنج تبعیض را منجی منتقم ومالک مطلق می بیند ومی شنود وبا وعده تخلف ناپذیری اوایام به کام غداران ومستبدان نخواهد ماند وقصرهای مرمرین انان فروخواهد ریخت زیرا.<< وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون>> .
عبدالوهاب باهر
از اینده نمی توان گریخت و اینده را نمی توان گرفت و اما اینده هرگز به معنی سرنوشت از پیش تعین شده و قضا و قدر نیست .اینده را می توان ساخت.برای اینکار باید بپا خاست و به میدان مبارزه امد و اگاهانه جنگید و اینده را منظبق بر منافح خود شکل داد .اگر می خواهید رها شوید و از اعماق بیرون ایید باید همان کاری را کنید که همه ما باید انجام دهیم .هیچکس منجی ما نخواهد شد. رهایی از زنجیر بردگی کار اسانی نیست و هیجکس رهایی را به ما نخواهد بخشید یا ارزان نخواهد فروخت .کار فقظ بدست خود ما مسیر است .یعنی زندگی خود را وقف منافح اکثریت مردم افغانستان و جهان کردن.در صورتی که شما چنین کنید جامعه ما برای نخستین بار به نسلی دست خواهد یافت که شکست را شکست خواهد داد