زاحیای مجدد کشور شادمانیم زجنگ های بین الا فغانی پشیمانیم
چنان مجروح شدیم زتیغ نفاق که همه ما محتاج به در مانیم
وقت به من طعنه زد و گفت بیخبر چه میکنی؟
بر خیز زخواب غفلت او کور و کر چه میکنی ؟
بگذار تفنگ را بردار قلم را چا بک شو
عقب ماندی ز قافله عقب تر چه میکنی ؟
+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن ۱۳۸۶ ساعت 3:6 توسط محمد علی سروری
|
از اینده نمی توان گریخت و اینده را نمی توان گرفت و اما اینده هرگز به معنی سرنوشت از پیش تعین شده و قضا و قدر نیست .اینده را می توان ساخت.برای اینکار باید بپا خاست و به میدان مبارزه امد و اگاهانه جنگید و اینده را منظبق بر منافح خود شکل داد .اگر می خواهید رها شوید و از اعماق بیرون ایید باید همان کاری را کنید که همه ما باید انجام دهیم .هیچکس منجی ما نخواهد شد. رهایی از زنجیر بردگی کار اسانی نیست و هیجکس رهایی را به ما نخواهد بخشید یا ارزان نخواهد فروخت .کار فقظ بدست خود ما مسیر است .یعنی زندگی خود را وقف منافح اکثریت مردم افغانستان و جهان کردن.در صورتی که شما چنین کنید جامعه ما برای نخستین بار به نسلی دست خواهد یافت که شکست را شکست خواهد داد