اسیرم
من اسیرم در قفس با جهل در جنگم هنوز
با چادر زندان شدم ظلم است بالایم هنوز
در هر نفس صدای ازادی نمایان است
حق ندارم حرف زنم اینجا زندانم هنوز
ساقیساقی بده می به سر کشم شاداب شوم
ترک مسجد کرده راه خرابات شوم
از یاد برم مسجد و معبد و کلیسا
نژاد شود مخلوط صاحب حاجات شوم
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم دی ۱۳۸۸ ساعت 17:52 توسط محمد علی سروری
|
از اینده نمی توان گریخت و اینده را نمی توان گرفت و اما اینده هرگز به معنی سرنوشت از پیش تعین شده و قضا و قدر نیست .اینده را می توان ساخت.برای اینکار باید بپا خاست و به میدان مبارزه امد و اگاهانه جنگید و اینده را منظبق بر منافح خود شکل داد .اگر می خواهید رها شوید و از اعماق بیرون ایید باید همان کاری را کنید که همه ما باید انجام دهیم .هیچکس منجی ما نخواهد شد. رهایی از زنجیر بردگی کار اسانی نیست و هیجکس رهایی را به ما نخواهد بخشید یا ارزان نخواهد فروخت .کار فقظ بدست خود ما مسیر است .یعنی زندگی خود را وقف منافح اکثریت مردم افغانستان و جهان کردن.در صورتی که شما چنین کنید جامعه ما برای نخستین بار به نسلی دست خواهد یافت که شکست را شکست خواهد داد